تبليغاتX
هر روز یک آیه

هر روز یک آیه

وبلاگی برای بررسی اینترنتی آیات قرآن

سوره ی انعام...آیه ی 57

«قل أنّی علی بینة من ربی و کذّبتم به ما عندی ما تستعجلون به إن الحکم الّا لله یقصّ الحق و هو خیر الفاصلین»
«بگو : « من دلیل روشنی از پروردگارم دارم  و شما آن را تکذیب کرده اید! آنچه شما درباره ی آن (از نزول عذاب الهی) عجله دارید ، به دست من نیست! حکم و فرمان ، تنها از آن خدا است! حق را از باطل جدا می کند و او بهترین جدا کننده (ی حق از باطل) است.»  »

باز هم به نوعی این مطلب را منتقل می کند که هر کسی مسئولیتی دارد و در چارچوب مسئولیت خودش باز خواست می شود. پیامبر باید برهان و بینه می آورده که آورده و مردم تکذیبش کرده اند. کار عذاب کردن به عهده ی کس دیگری است(=خدا) و پیامبر مورد سؤال در این باره نیست. پس هر کسی کار خودش.

***

جالب است. آیه می گوید وظیفه ی پیامبر تبلیغ است که انجام داده. خدا هم که حکم و فرمان از او است و هر وقت بخواهد عذاب می کند و بارها دیده و شنیده ایم که این کار را کرده. می مانیم ما که به وظیفه ی خود عمل کنیم و پیرو پیامبر باشیم ، که آیه می گوید تکذیب کردید و تنها شما نا وظیفه شناس بودید.

***

دیگر که به روشنی می گوید حکومت از آن خدا است. نه فرد بر مردم ، نه گروه بر مردم و نه حتی مردم بر مردم. بلکه فقط حکومت خدا بر مردم حق است.

***

شاید به نوعی می خواهد بگوید برای این خدا حاکم است که حق و باطل را می داند و برای همه تفاوتشان را آشکار می کند. به عبارتی حاکم باید بهترین فرد در تشخیص حق و باطل و تبیین آن باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط محمد صادق کریمی  | 

سوره ی انعام...آیه ی 56

«قل انّی نهیت أن أعبد الذین تدعون من دون الله قل لا أتّبع اهواءکم قد ضللت اذاً و ما انا من المهتدین»
«بگو :« من از پرستش کسانی که غیر از خدا می خوانید ، نهی شده ام!» بگو :« من از هوی و هوسهای شما ، پیروی نمی کنم. اگر چنین کنم ، گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود!» »

چقدر با حال. فکر کنید. اولاً: فعل مجهول را چه زمانی به کار می برند؟ زمانی که فاعل مهم نباشد یا فاعل نا شناس باشد. ثانیاً: به نظر شما چه کسی یک انسان خوب (توجه : پیامبر خوب ترین انسان است!) را نهی می کند از اینکه کار بد کند؟ خوب معلوم است «فطرت پاک او ، روح انسانی او». خوب اولاً و ثانیاً را کنار هم بگذارید. نتیجه ی جالب آنکه «روح انسان نا شناخته است!» مقدمه ی سوم : قرآن ابدی است. پس شاید بتوان گفت «پیچیدگی ها و کنج و زاویه های روح انسان نا شناخته خواهد ماند!» (نتیجه ی جالب تر آنکه روح پیامبر نا شناخته است و هرگز به طور کامل شناخته نخواهد شد. زیرا آیه علاوه بر روح انسانی اشاره ی خاصی هم به روح وسیع و والای پیامبر دارد.)

***

جالب است که قرآن هم تأیید می کند و می گوید شرک و کار بد به طور کلی ناشی از پیروی از هوی و هوس است و البته روشن است که هوی و هوس با فطرت انسانی فرق دارد و همین یعنی کار بد را هوی و هوس انجام می دهد و کار خوب را فطرت.(این بند را برای اثبات ثانیاً بند قبل گفتم.)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط محمد صادق کریمی  | 

سوره ی انعام...آیه ی 55

«و کذلک نفصّل الآیات و لتستبین سبیل المجرمین»
«و این چنین آیات را بر می شمریم ، (تا حقیقت بر شما روشن شود ،) و راه گناهکاران آشکار گردد.»

خیلی جالب است که نمی گوید تا راه بد آشکار شود ، راه جرم آشکار شود ، بلکه می گوید کاری می کنیم که راه مجرمین آشکار شود ، راه گناهکاران. معلوم می شود عمل انسان ها خصوص عمل مجرم ها آن قدر به هم شبیه است که اگر یکی را بشناسیم ، می توانیم روند انجام یک جرم را پیش بینی کنیم. یعنی ما با مطالعه در نحوه ی عملکرد گذشتگان و مقایسه اش با رفتار فعلی خودمان ، به روشنی می توانیم دریابیم که در راه راست قرار داریم یا نه. یعنی لزومی ندارد بگوید جرم این است بدی این است. کافی است آدم بد را معرفی کند. (آدم ها بهتر همدیگر را درک می کنند ،) پس در آن صورت است که احتمال ترک راه بد افزایش می یابد. (کلاً در هر موضوعی ارائه ی مثال های انسانی آن را قابل فهم تر می کند.)

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط محمد صادق کریمی  | 

سوره ی انعام...آیه ی 54

«و إذا جاءک الذین یؤمنون بآیاتنا فقل سلام علیکم کتب ربکم علی نفسه الرحمة أنّه مَن عمل منکم سوءً بجهالة ثمّ تاب من بعده و أصلح فأنّه غفور رحیم»
«هر گاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند ، به آنها بگو :« سلام بر شما! پروردگارتان ، رحمت را بر خود فرض کرده. هرکس از شما کار بدی از روی نادانی کند ، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نماید ، (مشمول رحمت خدا می شود. چرا که) او آمرزنده ی مهربان است. » »

چقدر خوب می شد ما هم یک چیز هایی را بر خودمان می نوشتیم و فرض می کردیم. مثلاً لبخند را ، سلام را ، محبت و خوش بینی را ، رحمت را.

***

جالب است ، اگر چه می گوید رحمت را خدا بر خود فرض کرده ولی این رحمت به هر کسی نمی رسد. آن کس ، باید به آیات خدا مؤمن باشد.(اول آیه) اگر کار بدی کرد عمدی نباشد. در ذاتش میل به بدی نباشد. اگر خطایی هست ، از روی نادانی باشد و بعد از هر خطایی فوراً توبه و جبران کند. چنین کسی ، با این چند ویژگی مشمول رحمت پروردگار می شود.

***

خیلی عجیب است. به پیامبر می گوید بعد از سلام علیکم - که خودش کلی مفهوم دارد - اولین چیزی که می گویی در مورد مهربانی و رحمت خدا باشد. فرض کنید وارد مجلسی شده اید. لدی الورود به شما می گویند :«سلام ، صاحب خانه بسیار بخشنده است.» اول اول ، از در نیامده ، می گوید رحمت و مهر و بعد آخر آیه هم دوباره می گوید غفور و رحیم است خدای!

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط محمد صادق کریمی  | 

سوره ی انعام...آیه ی 53

«و کذلک فتنّا بعضهم ببعض لیقولوا أهؤلآء منّ الله علیهم من بیننا ألیس الله بأعلم بالشاکرین»
«و این چنین بعضی از آنها را با بعضی دیگر آزمودیم. تا بگویند:«آیا این ها هستند که خداوند از میان ما (بر گزیده و) بر آنها منت گذارده (و نعمت ایمان بخشیده) است؟!» آیا خداوند شاکران را بهتر نمی شناسد؟!»

اولین و بدیهی ترین برداشت از این آیه این است که از روی ظاهر قضاوت نکنید. هرگز کسی را دست کم نگیرید و از روی ظاهر نگویید که این بهش نمی خوره و مؤمن نیست.

***

دیگر که قضاوت کردن درباره ی افراد ، خودش از جایگاه های امتحان الهی است. بدانیم که وقتی به طور رسمی یا غیر رسمی [=پهلوی خودمان] قرار شد در مورد کسی قضاوت کنیم ، همان جا محل امتحان الهی است.

***

دیگر که خداوند می گوید به شاکران منت گذاشته. یعنی می گوید آنها که خدا بهشان منت نهاده همان شاکران اند و این یعنی ، اینکه ما توانسته ایم خدا را شکر کنیم خودش نعمت و منت خدا است. اگر لطف خدا همین قدر هم نمی توانستیم. اگر چه آن شکر ما جبران نمی از اقیانوس نعمت خدا هم نیست.

***

خیلی جالب است آیه با آوردن کلمه ی «بیننا» و خصوصاً ضمیر«نا» ، رنگ و بوی خود خواهی را در میان این جور افراد نشان می دهد. معلوم می شود یکی از دلایل قضاوت غلط در مورد افراد همین خود خواهی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط محمد صادق کریمی  |